درخت می کارم
درخت می کارم
زمینش می هد ریشه
بهارش، برگ
وبرهنه اش می کند پاییز
به خاطر دستهای من این آغوش
تا درختی دئباره زاده شود
که آسمان بباردش بهار
که زمین بگیردش ریشه
بهار بخواندش با برگ
و لختش کند پاییز
به خاطر من؟
یا مرگ؟
بیژن نجدی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط رویا
|
