این سفر
درها را می گشائیم
در ها را می بندیم
از میان در ها می گذریم
وبه انتها سفر می رسیم
نه شهری
نه بندری.
قطار از ریل خارج می شود
کشتی به گل می نشیند
هوا پیما سقوط می کند
و نقشه به روی یخ رسم می شود.
با این همه،اگر می توانستم یک بار دیگر این سفر را آغاز کنم
می کردم.
ناظم حکمت
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط رویا
|
