چیز هایی که نگفتم
وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست،
نگفتم:(عزیزم، این کار را نکن.)
نگفتم:(برگرد
ویک بار دیگر به من فرصت بده.)
وقتی پرسید دوستش دارم یا نه،
رویم را برگرداندم.
حالا او رفته،و من
تمام چیز هایی را که نگفتم، می شنوم.
نگفتم :(عزیزم،متاسفم،
چون من هم مقصربودم.)
نگفتم: (اختلاف ها را کنار بگذاریم،
چون تمام انچه می خواهیم عشق و وفاداری و مهلت است.)
گفتم : (راهت را انتخاب کرده ای ،
من آن را سد نخواهم کرد.)
حالا او رفته، ومن
تمام چیز هایی که نگفتم ، می شنوم.
او را در آغوش نگرفتم و اشک هایش را پاک نکردم
نگفتم: (اگر تو نباشی
زندگی ام بی معنی خواهد بود.)
او رفت ومرا تنها گذاشت
تا با تمام چیز هایی که نگفتم ،زندگی کنم.
شل سیلور استاین
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط رویا
|